تبليغاتX
سلمان

سلمان

بسم الله الرحمن الرحیم * فبشر عباد الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه * یاد داشت های گهگدار

روزگار ما پس از وقایع اخیر روزگار دیگری است. این جا یکی از همان بزنگاه­های تاریخ ماست پس باید یک کلمه دائما در گوش ما زنگ بزند: "مسئولیت".

مسئولیت تاریخی ما امسال قابل قیاس با چندین سال گذشته نیست. الان وقت تصمیم گیری است. این مردمان هستند که سرنوشت خود را رقم می­زنند و تغییر می­دهند. " ...إِنَّ اللَّهَ لا يُغَيِّرُ ما بِقَوْمٍ حَتَّى يُغَيِّرُوا ما بِأَنْفُسِهِم... ". (سوره رعد آیه 11) خدا آنچه نزد مردمی است را تغییر نمی­دهد مگر آن که آنان خود را دگرگون کنند. مردم اند که می­توانند با پایمردی بر درستی، ستم پیشگان و بدخواهان راناکام کنند اما اگر به کژی تن دهند، آنگاه هیچ کس جز خود آن­ها "مسئولیت" نکبت و خواری پس از آن را به دوش ندارد.

قرآن مستضعفان پیرو مستکبران را بخشی از ظالمان می داند که اهل ستم و تاریکی اند: "وَ قالَ الَّذينَ كَفَرُوا لَنْ نُؤْمِنَ بِهذَا الْقُرْآنِ وَ لا بِالَّذي بَيْنَ يَدَيْهِ وَ لَوْ تَرى‏ إِذِ الظَّالِمُونَ مَوْقُوفُونَ عِنْدَ رَبِّهِمْ يَرْجِعُ بَعْضُهُمْ إِلى‏ بَعْضٍ الْقَوْلَ يَقُولُ الَّذينَ اسْتُضْعِفُوا لِلَّذينَ اسْتَكْبَرُوا لَوْ لا أَنْتُمْ لَكُنَّا مُؤْمِنينَ * قالَ الَّذينَ اسْتَكْبَرُوا لِلَّذينَ اسْتُضْعِفُوا أَ نَحْنُ صَدَدْناكُمْ عَنِ الْهُدى‏ بَعْدَ إِذْ جاءَكُمْ بَلْ كُنْتُمْ مُجْرِمينَ *" (سوره سبا آیات 31 و 32). وگفتند آنان که پوشاندند {حق را}، هرگز به این قرآن و آنچه در پیش اوست ایمان نمی­آوریم و گرچه تو ببینی آنگاه را که ظالمان را باز ایستانده اند نزد پروردگارشان در حالی که سخن را گروهی به گروه دیگر باز می­گردانند. آنان که فروداشته شده اند(به استضعاف کشیده شده اند) به آنان خود را بزرگ پنداشته اند(استکبار ورزیده اند) می­گویند اگر شما نبودید ما مومن می­شدیم* آنان که استکبار ورزیده اند به آنان که به استضعاف کشیده شده اند گفتند آیا ما مانع هدایت شما شدیم بعد از آن که هدایت به شما رسید؟ {این گونه نیست} بلکه شما خود مجرم بودید. در منطق ما پیروی از هیچ فرد، گروه یا نهادی جز با احراز علم و عدالت پذیرفته نیست. این یعنی همه در قبال رفتار، گفتار و موضع گیری خود "مسئول" اند و به بهانه پیروی از آنان که استکبار می­ورزند، نمی­توان شانه از زیر بار مسئولیت خالی کرد. (حتی اگر پیروی از روی احساس ضعف باشد.)

پس من و تو ناگزیریم مسئولیت نقش تاریخی خودرا بپذیریم، خواه در یک طرف دعوا باشیم خواه تماشاگر! اگر به اتهام پراکنی و دروغ­گویی معترضیم، اگر خواهان پایان زیر پاگذاشتن شرع و قانون هستیم باید برای بیداری اجتماعی و آگاهی عمومی به پا خیزیم. مانع اصلی برای رفتار درست، در آشفته بازار تاری که میدان عمل ماست، نبود دید درست است. سره و ناسره آمیخته اند و خوب می فروشند. بازار رهزنان سکه است. در خم این گردنه کمین کرده اند که کرور کرور رای ما را بزنند و به خیال در آمدن از چاله به چاهمان بیندازند. اما بیم از گردنه گیران مسافر آگاه را از کوچ ناگزیر باز نمی­دارد. از ترس مرگ خود کشی نباید کرد. نه رفتار کور، نه بی عملی، حرکت با تکیه بر مبانی محکم چاره ماست. "وَ الَّذينَ جاهَدُوا فينا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنا وَ إِنَّ اللَّهَ لَمَعَ الْمُحْسِنينَ." (سوره عنکبوت آیه 69)

--------------------------------------------------------------------

گویا برای آرام شدن دل برخی اشاره و کنایه کافی نیست. پس لازم است توضیح دهم که ما به دنبال اخلاق و قانون و شرع هستیم پس نمی توانیم با بی اخلاق و غیر متشرع و قانون ستیز در یک جبهه قرار گیریم. اجالتا هم بهترین کار ما تعمیق درکمان از اصول و آگاهی بخشی اجتماعی است تا برخی نتوانند به نام اصول حق را ناحق کنند و برخی به بهانه سوء استفاده گروه اول از اصول، مهمتر از همه مذهب و در درجات بعد اصول انقلابیمان را زیر سوال ببرند.

------------------------------------------------------------------

برادران شیعه ما در یمن زیر رگبار سلاح وهابیان بی دین و حکومت استبدادی یمن هستند، ما نیز باید صدای اعتراض خود را علیه ظالمان و در حمایت از مظلومان بلند کنیم هرچند برادرانمان زیدی باشند و ما جعفری.

+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم مهر 1388ساعت 19:2  توسط محمد محسن چیت چیان  | 

...اَلْحَمْدُ للهِ الَّذي يُؤْمِنُ الْخائِفينَ ، وَ يُنَجِّى الصّالِحينَ ، وَ يَرْفَعُ الْمُسْتَضْعَفينَ ، وَ يَضَعُ الْمُسْتَكْبِرينَ ، و يُهْلِكُ مُلُوكاً وَيَسْتَخْلِفُ آخَرينِ ، وَ الْحَمْدُ للهِ قاِصمِ الجَّبارينَ ، مُبيرِ الظّالِمينَ ، مُدْرِكِ الْهارِبينَ ، نَكالِ الظّالِمينَ صَريخِ الْمُسْتَصْرِخينَ ، مَوْضِعِ حاجاتِ الطّالِبينَ ، مُعْتَمَدِ الْمُؤْمِنينَ ، اَلْحَمْدُ للهِ الَّذي مِنْ خَشْيَتِهِ تَرْعَدُ السَّماءُ وَ سُكّانُها ، وَ تَرْجُفُ الاَْرْضُ وَ عُمّارُها ، وَ تَمُوجُ الْبِحارُ وَ مَنْ يَسْبَحُ في غَمَراتِها ، اَلْحَمْدُ للهِ الَّذي هَدانا لِهذا وَ ما كُنّا لِنَهْتَدِيَ لَوْلا اَنْ هَدانَا اللّهُ ، اَلْحَمْدُ للهِ الَّذي يَخْلُقُ وَ لَمْ يُخْلَقْ ، وَ يَرْزُقُ وَ لا يُرْزَقُ ، وَ يُطْعِمُ وَلا يُطْعَمُ ، وَ يُميتُ الاَْحياءَ وَ يُحْيِي الْمَوْتى وَ هُوَ حَيٌّ لا يَمُوتُ ، بِيَدِهِ الْخَيْرُ وَ هُوَ عَلى كُلِّ شَيْء قَديرٌ...

بخشی از این دعای گران سنگ

+ نوشته شده در  دوشنبه نهم شهریور 1388ساعت 10:29  توسط محمد محسن چیت چیان  | 

محمد مطهري
به جرأت مي‌توان گفت که قاطبه افراد غيرمغرضي که در سي سال گذشته با انقلاب قهر کرده‌اند، به دليل يک واژه سه حرفي بوده است: «ظلم». اين افراد، يا ظلمي بر خودشان رفته و فريادرسي نديده‌اند، و يا ظلمي آشکار در حق يک فرد ـ مانند آنچه در جريان بازجويي وحشتناک بر همسر سعيد امامي رفت ـ شاهد بوده‌اند، ولي هر چه به انتظار نشسته‌اند آب از آب تکان نخورده است. درد و سخن در اين زمينه بسيار است؛ تنها به ذکر چند نکته بسنده مي‌کنم.

1. دفاع از يک نظام اسلامي با توسل به شيوه‌هاي غيراسلامي و بلکه غيرانساني، همان قدر موفقيت آميز است که کسي بخواهد با شرابخواري از سنت نبوي پاسداري کند. برخي رفتارها مخصوصا با بازداشت شدگان وقايع اخير و خانواده هايشان گواهي مي‌دهد که گروهي پرنفوذ ـ که حفظ آبرويشان تضمين شده است ـ براي اينکه به خيال خودشان چشم فتنه را در بياورند مجاز به هر نوع ظلمي هستند حتي اگر چيزي از آبروي انقلاب و امام باقي نگذارند.

2. به نظر مي‌رسد که در کشور ما همه مسائل، جز يک مسأله، قابل چشم پوشي و يا اهمال است حتي آنجا که پاي يک حکم اسلامي و يا روحانيت در ميان باشد. آن استثنا آنجاست که مساله، نام «امنيتي» به خود بگيرد، به طوري که تقاضاي اجراي عدالت در مورد يک مساله امنيتي از سوي هر کس، مساوي است با همسو خوانده شدن با اسرائيل.

به همين دليل است که براي آزرده نشدن برادران اروپايي حکم قطع دست سارق (در شرايط خاص) که در قرآن هم آمده اجرا نمي‌شود و حتي در مورد اعدام شروران متجاوز به عنف به کودکان و نواميس مردم به خاطر اعتراض کشورهاي غربي کوتاهي صورت مي‌گيرد (چون اين مسائل «امنيتي» نيست و بنابراين مي‌توان کوتاه آمد)، اما در مورد مرگ افرادی چون زهرا بني يعقوب در زندان اگر تمام آبروي اسلام و نظام و انقلاب هم فدا شود مسأله‌اي نيست چون پاي دردانه‌هاي امنيتي در ميان است. باز از همين روست که فيلم «مارمولک» با اينکه شائبه به ملعبه درآمدن روحانيت را داشت از سوي کارشناسان امنيتي بي اشکال اعلام شد اما فيلم «به رنگ ارغوان» که در مورد يک مأمور امنيتي است به خاطر ممانعت آنان جواز نمايش نمي‌گيرد.

3. هنوز پس از سي سال معلوم نيست که وظيفه نخبگان و مردم در قبال ظلمهاي مشهود در نظام اسلامي چيست؟ من نمي‌دانم که چرا بايد درباره رابطه ميان جمهوريت و اسلاميت صدها کتاب و مقاله نوشته شود اما موضوع مهمي مانند وظيفه مسئولان، علما و مردم در قبال ظلمها در يک نظام اسلامي، مورد توجه قرار نگيرد؟ حضرت امام (ره) در وصيتنامه خويش در مورد ترويج فساد چنين هشدار دادند که «مردم به دستگاه‌هاي مربوطه رجوع کنند و اگر آنان کوتاهي نمودند، خودشان مکلف به جلوگيري هستند». البته به مخيله امام هم خطور نمي‌کرد که بتوان برخي افراد بازداشتي در جمهوري اسلامي را به بهانه شرايط امنيتي، بدون محاکمه مستقيما از اتاق بازجويي روانه قبرستان کرد و الاّ چه بسا امام در وصيت نامه خود راه حلهايي در اين مورد ارائه مي‌داد.

4. افراد بازداشت شده حتي اگر مرتد و منافق و محارب هم بودند نبايد با خانواده هايشان چنين رفتار مي‌شد. اين ديگر چه صيغه‌اي است که وقتي کسي بازداشت مي‌شود افراد خانواده اش بايد گاهي تا چند هفته سراسيمه در بيمارستانها و پزشکي قانوني سرگردان باشند و يا در اطراف زندانها تنها براي گرفتن کوچکترين اطلاعي از محل نگهداري آنان ضجه زده و التماس کنند و کسي پاسخگو نباشد و نهايتا منتظر تماس يک فرد ناشناس بمانند؟ (مگر آنکه قصدي در تکثير مخالفان نظام در ميان باشد).

در مقابل، وقتي گروهي از نمايندگان مجلس، در سايت خود از خانواده‌هاي بازداشت شدگان مي‌خواهند به آنان مراجعه کرده شايد بتوانند آنها را در پيداکردن عزيزانشان ياري کنند بلافاصله آن سايت فيلتر مي‌شود! آيا اين همان "آزادي تقريبا مطلق" در ايران است که چندي پيش رئيس جمهور در جواب خبرنگار خارجي از آن سخن مي‌گفت؟ داستان مکرر چگونگي رفتار با خانواده‌هاي جان باختگان و تعهدات اجباري هنگام تحويل جنازه از جمله اينکه «هيچ شکايتي نداريم»، خود حکايت جانسوز ديگري است.

5. عمل به قانون هم مثل خيلي چيزهاي ديگر جناحي شده است. خلاف قانون، فقط اين نيست که کانديدايي به حکم شوراي نگهبان تمکين نکند. نمي‌شود در اين مورد فرياد را به عرش رساند اما در قبال هرگونه رفتار غيرقانوني با مردم معترض ـ که با اندک محبتي مي‌توانستند قاطبه آنان را جذب کنند ـ سکوت کرد. چنانکه پيش از اين نيز گفته ام اگر نظام ما با برخي از آنچه تحت لواي «حفظ نظام» صورت مي‌گيرد سقوط نکند بسيار بعيد است که با عامل ديگري، حتي حمله نظامي از پا درآيد.

6. ميان «جمع کردن» يک بحران با «حل کردن» آن تفاوت بسيار است. اولي از کساني برمي آيد که به هر مساله تنها به ديد امنيتي مي‌نگرند و دومي کار افراد بصير و دلسوزي است که ديدي جامع به مسائل داشته و راه حلهاي امنيتي را آنهم بدون وقوع هيچ ظلمي آخرين گزينه مي‌دانند نه اولين گزينه. با ظلم مي‌توان يک مسأله را جمع کرد اما نمي‌توان آن را حل کرد. در يک نظام مردمي هميشه راه حل غير امنيتي مقدم و بسيار کارساز است.

روشن نيست افرادي که خود را «دشمن شناس» مي‌دانند چگونه درباره اين کارخانه‌هاي بزرگ ضد انقلاب سازي که حتي از به کام مرگ فرستادن فرزند يک مقام مسئول در بازداشتگاه هم ابايي ندارند، از رد پاي دشمن در بازداشتگاهها سخن به ميان نمي‌آورند؟ به راستي کساني که با فرزند يک مقام مسئول اين مي‌کنند با جوانان بي نام و نشان چه مي‌کنند؟

اين را هم بايد اضافه کرد که ما امروز «دشمن شناس» خودخوانده زياد داريم. عده‌اي توجه ندارند که به ويژه در هنگام بحران‌ها، دشمن‌شناسي تنها از معدود افراد بصير، عالم و متقي بر مي‌آيد و نبايد اجازه داد يکي با دسترسي به شنود، ديگري با خواندن چند بولتن محرمانه، سومي براي تسويه حساب‌هاي شخصي، چهارمي با تفسيرهاي سودجويانه تحليل‌هاي بيگانگان و پنجمي براي خودشيريني يا شهوت پست و مقام، خود را «دشمن شناس» جا بزنند.

 اين به اصطلاح دشمن شناسان، که اخيرا آيت الله استادي گروهي از آنان را به نقد کشيد، به دليل قضاوت بر اساس جناح بازي ـ که به عقيده من نوعي شرک است ـ عملا بسياري از طرفداران واقعي انقلاب اسلامي، از مردم عادي گرفته تا ديگران را نه تنها از انقلاب که گاهي از اسلام هم بيزار کرده و مي‌کنند و در عمل ولو با نيت خير، خيانتي را انجام مي‌دهند که از هيچ دشمني بر نمي‌آيد.

7. کسي نمي‌تواند خود را پيرو ولايت فقيه بداند و در عين حال در مورد ظلمهايي که نهايتا کل نظام اسلامي را به نابودي خواهد کشاند بي تفاوت بماند، مگر آنکه پيامبر (ص) را ـ نعوذ بالله ـ دروغگو بپندارد. به فرموده پيامبر (ص)، ظلم يک حکومت را نابود مي‌کند و حتي کفر چنين اثري ندارد. بنابراين هر کس نسبت به رهبر انقلاب ارادت بيشتري دارد بايد نسبت به ظلم به مردم که در واقع، خطري است که رهبري و کل نظام را تهديد مي‌کند بيشتر فرياد بزند. کسي که در شرايط فعلي تنها دم از اطاعت از رهبري مي‌زند و در عين حال بر اين ظلم‌ها چشم مي‌بندد چاپلوس رهبري است نه مطيع و مريد او.

چه اتفاقي بايد بيفتد که قاطبه علما که خود نيز براي استقرار و دوام نظام زحمتها کشيده‌اند فارغ از جناح بنديها و دعواهاي انتخاباتي در مقابل اين ظلمها واکنش جدي نشان دهند؟ آيا براي مردم قابل قبول است که براي فوت يک عالم دست چندم ـ که البته تکريمشان واجب است ـ چندين اطلاعيه از سوي علما در کمتر از 24 ساعت صادر شود ولي براي مرگ چند جوان در بازداشتگاه‌هايي که هيچ کس مسؤوليت آن را نمي‌پذيرد سکوت پيشه شود؟ نقش روحانيت در نظام اسلامي تملق گويي نسبت به نظام نيست، بلکه همان طور که شهيد مطهري تاکيد داشت ـ و البته تا حد زيادي مغفول ماند ـ رويکردي نظارتي و منتقدانه با تکيه بر عدالت است.

در اينجا ذکر دو مطلب لازم است. اول آنکه آنچه گفته شد، نه به معناي ناديده گرفتن خدمات قاطبه دست اندرکاران امنيت کشور است که بدون توسل به ظلم، خدمات زيادي براي مردم انجام داده و مي‌دهند و نه به معناي عدم لزوم مجازات سنگين براي آشوبگران واقعي که بسيار هم اندک بوده‌اند. ديگر آنکه راه حلهايي از قبيل تشکيل چند کميته رسيدگي ـ که متاسفانه تا قبل از کشته شدن فرزند يکي از مسئولان صورت نگرفت ـ اگر قرار است نهايتا به تهيه چند گزارش «خيلي محرمانه» و ارسال آن براي مسئولان بينجامد، هيچ کمکي به باور مردم به مقابله جدي با اين فجايع نخواهد کرد و شايد تشکيل ندادنش مفيدتر باشد زيرا براي مردم اميد واهي ايجاد مي‌کند.

روشن است که مرحوم محسن روح الاميني تنها مقتول مظلوم نبود گر چه اکثر صداها تنها پس از مرگ او درآمد. ما به جز چند نام ديگر مانند سهراب و اشکان نشنيده‌ايم، اما آنچه مسلم است هر کس به ظلم کشته شده باشد در قيامت کبري با کفن خونين راه را بر مسببان و نيز سکوت کنندگاني مانند نويسنده خواهد بست. به سبب سياست خبري موجود، کسي نمي‌داند آيا مثلا آنچه در مورد افراد بي‌کسي مانند «ترانه موسوي» دهان به دهان مي‌گردد راست است؟ خانواده وي که ظاهرا در اطراف مسجد قبا دستگير شده به کجا بايد مراجعه کنند؟ متأسفانه سياست خبري رسانه ملي هر خبري را باورپذير کرده است.

آيا رسانه ملي در مورد آنچه بر او گذشته است خبر موثقي خواهد داد و در صورت اثبات جرم، مجرمين را معرفي خواهد کرد؟ اگر چنين باشد اميدي به عدم تکرار اينگونه فجايع هست اما به نظر مي‌رسد اين رسانه، فعلا موظف به رصد کردن ظلم در جهان به جز ايران است آنهم در مورد کشورهايي که با ايران مشکل سياسي دارند.

شربيني که توسط يک «شهروند» آلماني در يک کشور سکولار کشته شد و در بيش از 200 بخش خبري در کشورمان از او ياد شد بسيار مظلوم بود، اما آيا يک جوان ايراني که در يک اعتراض آرام خياباني دستگير شده و بعد جنازه اش در سانسور کامل خبري ـ آن هم در کشوري که خود را پرچمدار استقرار عدالت در جهان مي‌داند ـ از بازداشتگاه بيرون مي‌آيد صدها بار مظلومتر از شربيني نيست؟

اينکه بيگانگان در حوادث اخير دست داشتند يا نداشتند، نقشه قبلي يا انقلاب مخملي در کار بود يا نبود، نظام در خطر بود يا نبود، مسبب اوليه و ثانويه اين بود يا آن، اينها بر فرض صحت، هيچ‌کدام مجوز سر سوزني ظلم به کسي نمي‌شود. در اسلام رعايت عدالت نسبت به قاتل امير المؤمنين (ع) هم واجب است.

muhammadmotahari@gmail.com
+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم مرداد 1388ساعت 9:25  توسط محمد محسن چیت چیان  | 

غم زمانه خورم یا فراق یار کشم

به طاقتی که ندارم کدام بار کشم

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم مرداد 1388ساعت 10:47  توسط محمد محسن چیت چیان  | 

"کسی که فریاد دادخواهی و یاری خواهی مسلمانی را شنیده به یاریش بر نخیزد، مسلمان نیست...".

با جرات و بر اساس خرد، از مردم ستمدیده و به ویژه مسلمان در همه جهان بر اساس وظیفه انسانی و اسلامی دفاع می کنیم چه در غزه، چه در آلمان و چه در پاراچنار و چه در چین. البته نسبتی با طرف داران شیطانی مثل صدام نداریم و با دلدادگان به قرآن و اهل بیت نزدیکی بیشتری حس می کنیم.

برادران و خواهران مسلمانم! ما را هم درد و  پشتیبان و هم سنگر خود بدانید. ما را نیز در سوگ بیش از صد و پنجاه شهید از مسلمانان ترک اویغور در سین کیانگ چین و خواهر شهید مصری در آلمان شریک بدانید. ما از تمام کسانی که خون انسان ها و مسلمانان را دستمایه ی بازی سیاسی و رسانه ای می گیرند و برخورد دوگانه دارند بیزاریم. ما برای دفاع از حق و مظلوم، از کسی اجازه نمی گیریم و منتظر اشاره ی این و آن نمی مانیم.

+ نوشته شده در  شنبه بیستم تیر 1388ساعت 22:1  توسط محمد محسن چیت چیان  | 

زمانه بر سر جنگ است، یا علی مددی...

+ نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم تیر 1388ساعت 15:32  توسط محمد محسن چیت چیان  | 

سنگینی بار بر دوشمان را امروز حس می کنم؛ داستان نمی گویم و اغراق نمی کنم؛ خون شهیدان انقلاب و دفاع در میان و میراث خمینی کبیر و فداکاری ملت در دستمان است.

در اعلام نتیجه ی انتخاباتی که گذشت، یا تقلب گسترده و موثری اتفاق افتاده است، یا به درستی انجام شده است. برای هر صورت سخنی دارم و در نهایت نتیجه ای خواهم گرفت.

اگر به راستی تقلب گسترده و موثری اتفاق افتاده باشد، مماشات در باره اش هیچ معنایی ندارد. به قدرت رسیدن دولتی با این فرض، یعنی زیر پا نهادن انقلاب اسلامی و آورده ی خون شهیدان و زحمات امام و امت! چه طور می توان حکومتی را که در امانت مردم خود، خیانت می کند، ادامه دهنده ی انقلاب اسلامی دانست؟ پس اگر چنین تقلبی صورت گرفته باشد تنها در صورتی جمهوری اسلامی در مسیر امام و امت باقی می ماند که تخلف اعلام، عاملان تقلب مجازات و نتیجه ی واقعی به اجرا در آید.

اما اگر تقلب موثری رخ نداده باشد هم، هر آگاه بی طرفی گواهی می دهد که در این انتخابات در ذهن بسیاری از مردم در باره نتایج ابهام و بی اعتمادی وجود دارد. حتی اگر منشا این بی اعتمادی واهی باشد جمهوری اسلامی باید همه ی امکانات خود را صرف بازگرداندن اعتماد مردم کند. مگر نه این که مهم ترین سرمایه ی انقلاب اسلامی، اعتماد مردمی است و مگر نه این که تکیه گاه اصلی جمهوری اسلامی باید مردم باشند؟ حال که این مردم به هر دلیل دچار تردید شده اند باید آن ها را قانع کرد یا سرکوب؟

چه فرض اول صحیح باشد، چه فرض دوم، اولین گام در تنها راه باقی ماندن در خط امام و امت، شفاف سازی در مورد نتیجه ی انتخابات است. امید که در دام بدعت و انحراف نیفتیم، چه این انحراف خیانت به مردم باشد، چه بی توجهی به نگرانی آنان.

________________________________

تجاوز كاران به مردم در كوي دانشگاه و در خيابان ها و... بايد مجازات شوند. (بعدا اضافه شد.)

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم خرداد 1388ساعت 17:0  توسط محمد محسن چیت چیان  | 

به کسی که به برنامه ریزی اعتقاد ندارد؛

به مسبد و خودرایی که به مشورت بها نمی دهد؛

به کسی که مملکت را با چهار پنج نفر می خواهد اداره کند و تحمل کار با افراد مستقل و صاحب رای را ندارد؛

به کسی خود را فرای قانون و شرع می پندارد؛

به دروغ گویی که تمام هنرش بازی با افکار عوام است؛

به لاف زنی که نا بهنگام کله شقی می کند اما در هنگام ایستادگی پستی خود را نشان می دهد؛

نمی توانم رای دهم!!

+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم خرداد 1388ساعت 0:41  توسط محمد محسن چیت چیان  | 

متن اطلاعیه دفتر آیت‌الله صافی گلپایگانی در این زمینه به این شرح است:

«اقدام غیر اخلاقی خبرگزاری دولت و بخش خبری 20:30 در دروغ‌پردازی و جعل اخبار مرجعیت شیعه

بسم الله الرحمن الرحیم

مردم شریف ایران

روز یکشنبه 10/3/88خبرگزاری دولت، ایرنا همگام با بخش خبری 20:30 در اقدامی اسف بار و تامل برانگیز اقدام به خبرسازی پیرامون مرجعیت شیعه و مسئله انتخابات نمود.

علیهذا به اطلاع عموم می‌رساند دفتر حضرت آیت الله العظمی صافی طی دو روز گذشته هیچ گونه بیانیه ای صادر ننموده و با هیچ خبرگزاری‌ای از سوی این دفتر،‌مصاحبه‌ای صورت نپذیرفته است و کلیه مواضع رسمی این مرجع تقلید شیعه از طریق سایت رسمی معظم له قابل دسترسی می‌باشد.

دفتر حضرت آیت الله،‌ضمن ابراز تاسف عمیق از این گونه اقدامات ضد اخلاقی در رسانه‌های تاثیر گذار کشور، اعلام می‌دارد این قبیل بی‌سامانی‌ها و اقدامات سوء که نمونه ای از آن متاسفانه امروز از سوی رسانه ملی و خبرگزاری دولت، صورت پذیرفت باعث ایجاد فضای بی‌اعتمادی و سوء ظن در میان مردم می‌گردد و اقدامات معدود جاهلانی که برای رسیدن به مقاصد سیاسی خود حتی از خبرسازی و دروغپردازی پیرامون مرجعیت، ابایی ندارند موجب ایجاد التهاب در جامعه است.

10/3/88

دفتر حضرت آیت الله العظمی صافی مدظله الشریف»



دفتر آیت‌الله العظمی موسوی اردبیلی هم در نامه‌ای به رییس سازمان صدا و سیما، خبر 20:30 مبنی بر اعتراض ایشان به فیلم مستند مهندس موسوی را تکذیب کرد.

متن نامه دفتر آیت‌الله العظمی موسوی اردبیلی به عزت‌الله ضرغامی به این شرح است:

« جناب آقای مهندس ضرغامی (دامت توفیقاته)

ریاست محترم سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران

سلام علیکم

متاسفانه در بخش اخبار 20:30 یک‌شنبه شب مورخ یازدهم خرداد 1388 که از شبکه دوم سیمای جمهوری اسلامی ایران پخش شده است، مطالبی به این دفتر استناد داده شده که فاقد صحت است. خواهشمند است نسبت به تکذیب آن در همان بخش خبری اقدام نمایید.

لازم به ذکر است که مطالبی که به آیت‌الله العظمی موسوی اردبیلی یا دفتر معظم‌له نسبت داده می‌شود، چنانچه توسط خود معظم‌له در رسانه‌ها ایراد نشده باشد و یا دفتر ایشان به طریق مکتوب و رسمی آن را اعلام نکرده باشد، فاقد اعتبار است.

دفتر حضرت آیت‌الله العظمی موسوی اردبیلی(مدظله العالی)»

دفتر آیت الله العظمی جوادی آملی هم با انتشار اطلاعیه ای اعلام کرد که آنچه اخیراً درخصوص واکنش این دفتر نسبت به فیلم پخش شده در خبرگزاری ها آمده، صحیح نیست.

در این اطلاعیه آمده است:

«به استحضار عموم ملت شریف ایران می رساند: همانگونه که قبلا اعلام شده، موضع رسمی حضرت آیت الله العظمی جوادی آملی (حفظه الله) شرکت همگان در عرصه انتخابات و دادن رأی صحیح به نامزدهای محترم مورد نظر است و معظم له نسبت به افراد اثباتاً یا نفیاً نظری اعلام نفرموده‌اند.

بدیهی است دیدار و ملاقات نامزدهای محترم با ایشان، تنها در جهت ارائه نظرات و رهنمودهای معظم له بوده است.

از این رو آنچه اخیراً درخصوص واکنش این دفتر نسبت به فیلم پخش شده در خبرگزاری ها آمده، صحیح نیست و این دفتر مراکز مزبور و همگان را نسبت به مواضع معظم له ، به سایت رسمی دفتر ایشان www.esra.ir دعوت می نماید.

دفتر حضرت آیت الله العظمی جوادی آملی(حفظه الله)»
+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم خرداد 1388ساعت 10:25  توسط محمد محسن چیت چیان  | 

خواسته بر حق امام جمعه زاهدان از علمای سنی: لا اقل شیعه کشی را حرام اعلام کنید.

یکی از چهره‌هایی که روز گذشته با تهدید به استعفا جدیت خود برای پیگیری ناامنی‌های سیستان و بلوچستان نمایان کرد حسینعلی شهریاری یکی از نمایندگان زاهدان در مجلس شورای اسلامی بود که پیش از خاکسپاری شهدا در بهشت مصطفی زاهدان با اشاره به «محکوم شدن تعدادی از شیعیان در دادگاه زاهدان که سال گذشته در دهه فاطمیه به ماشین هایشان صدمه وارد شده بود و در دادگاه محکوم شدند که چرا هیأت راه انداخته‌اید گفت: در ماه محرم پرچم‌های عزاداری را یک شبه پایین کشیدند؛ نامه‌های زیادی به دستم می‌رسد که می‌گویند دیگر تحمل نداریم. نقل از خبرآنلاین
+ نوشته شده در  یکشنبه دهم خرداد 1388ساعت 23:23  توسط محمد محسن چیت چیان  | 

الكافي ج : 1 ص : 458 و 459

  أَحْمَدُ بْنُ مِهْرَانَ رَحِمَهُ اللَّهُ رَفَعَهُ وَ أَحْمَدُ بْنُ إِدْرِيسَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ الشَّيْبَانِيِّ قَالَ حَدَّثَنِي الْقَاسِمُ بْنُ مُحَمَّدٍ الرَّازِيُّ قَالَ حَدَّثَنَا عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ الْهُرْمُزَانِيُّ

 عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ الْحُسَيْنِ بْنِ عَلِيٍّ ع قَالَ لَمَّا قُبِضَتْ فَاطِمَةُ ع دَفَنَهَا أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ سِرّاً وَ عَفَا عَلَى مَوْضِعِ قَبْرِهَا ثُمَّ قَامَ فَحَوَّلَ وَجْهَهُ إِلَى قَبْرِ رَسُولِ اللَّهِ ص فَقَالَ السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا رَسُولَ اللَّهِ عَنِّي وَ السَّلَامُ عَلَيْكَ عَنِ ابْنَتِكَ وَ زَائِرَتِكَ وَ الْبَائِتَةِ فِي الثَّرَى بِبُقْعَتِكَ وَ الْمُخْتَارِ اللَّهُ لَهَا سُرْعَةَ اللِّحَاقِ بِكَ قَلَّ يَا رَسُولَ اللَّهِ عَنْ صَفِيَّتِكَ صَبْرِي وَ عَفَا عَنْ سَيِّدَةِ نِسَاءِ الْعَالَمِينَ تَجَلُّدِي إِلَّا أَنَّ لِي فِي التَّأَسِّي بِسُنَّتِكَ فِي فُرْقَتِكَ مَوْضِعَ تَعَزٍّ فَلَقَدْ وَسَّدْتُكَ فِي مَلْحُودَةِ قَبْرِكَ وَ فَاضَتْ نَفْسُكَ بَيْنَ نَحْرِي وَ صَدْرِي بَلَى وَ فِي كِتَابِ اللَّهِ لِي أَنْعَمُ الْقَبُولِ إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعُونَ قَدِ اسْتُرْجِعَتِ الْوَدِيعَةُ وَ أُخِذَتِ الرَّهِينَةُ وَ أُخْلِسَتِ الزَّهْرَاءُ فَمَا أَقْبَحَ الْخَضْرَاءَ وَ الْغَبْرَاءَ يَا رَسُولَ اللَّهِ أَمَّا حُزْنِي فَسَرْمَدٌ وَ أَمَّا لَيْلِي فَمُسَهَّدٌ وَ هَمٌّ لَا يَبْرَحُ مِنْ قَلْبِي أَوْ يَخْتَارَ اللَّهُ لِي دَارَكَ الَّتِي أَنْتَ فِيهَا مُقِيمٌ كَمَدٌ مُقَيِّحٌ وَ هَمٌّ مُهَيِّجٌ سَرْعَانَ مَا فَرَّقَ بَيْنَنَا وَ إِلَى اللَّهِ أَشْكُو وَ سَتُنْبِئُكَ ابْنَتُكَ بِتَظَافُرِ أُمَّتِكَ عَلَى هَضْمِهَا فَأَحْفِهَا السُّؤَالَ وَ اسْتَخْبِرْهَا الْحَالَ فَكَمْ مِنْ غَلِيلٍ مُعْتَلِجٍ بِصَدْرِهَا لَمْ تَجِدْ إِلَى بَثِّهِ سَبِيلًا وَ سَتَقُولُ وَ يَحْكُمُ اللَّهُ وَ هُوَ خَيْرُ الْحَاكِمِينَ سَلَامَ مُوَدِّعٍ لَا قَالٍ وَ لَا سَئِمٍ فَإِنْ أَنْصَرِفْ فَلَا عَنْ مَلَالَةٍ وَ إِنْ أُقِمْ فَلَا عَنْ سُوءِ ظَنٍّ بِمَا وَعَدَ اللَّهُ الصَّابِرِينَ وَاهَ وَاهاً وَ الصَّبْرُ أَيْمَنُ وَ أَجْمَلُ وَ لَوْ لَا غَلَبَةُ الْمُسْتَوْلِينَ لَجَعَلْتُ الْمُقَامَ وَ اللَّبْثَ لِزَاماً مَعْكُوفاً وَ لَأَعْوَلْتُ إِعْوَالَ الثَّكْلَى عَلَى جَلِيلِ الرَّزِيَّةِ فَبِعَيْنِ اللَّهِ تُدْفَنُ ابْنَتُكَ سِرّاً وَ تُهْضَمُ حَقَّهَا وَ تُمْنَعُ إِرْثَهَا وَ لَمْ يَتَبَاعَدِ الْعَهْدُ وَ لَمْ يَخْلَقْ مِنْكَ الذِّكْرُ وَ إِلَى اللَّهِ يَا رَسُولَ اللَّهِ الْمُشْتَكَى وَ فِيكَ يَا رَسُولَ اللَّهِ أَحْسَنُ الْعَزَاءِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْكَ وَ عَلَيْهَا السَّلَامُ وَ الرِّضْوَانُ

                                                               

رحلت آیت الله العظمی بهجت بر حضرت ولی امر و شیعیان آن حضرت تسلیت باد.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم اردیبهشت 1388ساعت 23:17  توسط محمد محسن چیت چیان  | 

دستگیری گسترده شیعیان عربستان،حتی کودکان!
آینده: شبکه های خبری بین المللی گزارشهایی از دستگیری شیعیان در شهرهای العوامیه و " صفوی " و دیگر مناطق شیعه نشین عربستان سعودی منتشر کردند.

به گزارش خبرنگار «شیعه نیوز»، شبکه تلویزیونی العربیه و خبرگزاری رویترز با انتشار عکسهایی از دستگیر شدگان که اکثر نوجوانان و جوانان هستند در بخش های خبری خود گزارشهایی از سکوت مجامع حقوق بشر و افزایش دستگیری شیعیان در شهرهای " العوامیه " و صفوی و دیگر مناطق شیعیه نشین منتشر کردند.

شبکه تلویزیونی العربیه در گزارش خود با انتشار عکسهایی از کودکان دستگیر شده اعلام کرد که عمربیشتر کودکان دستگیره شده توسط نیروهای امنیتی زیر 15 سال می باشد!

گویا تاکنون پلیس عربستان بیش از 20 نوجوان و کودک شیعی را در شهر " العوامیه " دستگیر کرده است که جرم آنان نیز شرکت در تظاهرات برای آزادی شیخ نمر النمر روحانی شیعه می باشد که هفته گذشته توسط نیروهای امنیتی عربستان دستگیر شده است.

طبق گزارش رسانه های خارجی پس از تهدید نیروهای امنیتی عربستان برای دومین بار متوالی در چهار روز گذشته برق شهر العوامیه قطع شد.

به گزارش شیعه نیوز تاکنون آمار دقیقی از دستگیرشدگان شیعه در شهرهای مختلف عربستان سعودی منتشر نشده است.

آخرین خبرها به نقل از شبكه راصد از آزادی محمد علي الصفواني، حسن محمد الصادق وقاسم محمد الموسوي، 3 تن از 6 کودکی حکایت دارد.
+ نوشته شده در  چهارشنبه پنجم فروردین 1388ساعت 16:43  توسط محمد محسن چیت چیان  | 

عضو سابق بسيج دانشجويي دانشگاه شريف

امیدوراریم جو بی‌تحرک فعلی در دانشگاه‌ها شکسته شود

قلم - امیدوارم دست کم در این چند ماه پیش از انتخابات، جو بی‌تحرک فعلی در دانشگاه‌ها شکسته شود و سلیقه های مختلف موجود مجال ابراز نظر و همفکری سازنده پیدا کنند.

محسن چیت چیان عضو سابق بسیج دانشجویی دانشگاه شریف درباره دلایل احتمالی حضور مجدد میرحسین موسوی در صحنه به قلم گفت: نمی‌توان با قطعیت گفت که حضور مجدد ایشان به چه انگیزه‌ای است مگر این که خودشان ابراز کنند؛ اما می‌توان برخی از فواید این حضور مجدد در شرایط فعلی را برشمرد که احتمالا در تصمیم ایشان برای وارد شدن دوباره در عرصه سیاسی بی‌تاثیر نبوده است.

وی ادامه داد: جامعه امروز ایران وارث یک انقلاب آرمان خواه است و امروز پس از گذشت سی سال از پیروزی آن باید نسبت خود را با آرمان های اولیه تعریف کند. از آن جا که آرمان‌های انقلاب را نه شعارهای مقطعی، بلکه خواست تاریخی مردم ایران هستند باید در حوزه ی نظری، شناختی عمیق از آن‌ها یافت و بر مبنای آن اهداف و برنامه‌ها را تعریف کرد و در حوزه‌ی عملی به آن‌ها پایبند ماند.جدا شدن از این مسیر در کنار شرایط دشوار اقتصادی، فرهنگی و امنیتی پیش رو دلسوزان انقلاب را مصمم کرده است تا هم چون سال‌های انقلاب و دفاع، همه‌ی توان خود را برای گذار از این وضعیت به کار بگیرند.

این فعال دانشجویی در زمینه الزامات و  ویژگی‌های گام برداشتن در این مسیر افزود: به کسانی نیاز داریم که باور داشته باشند مردم دست از آرمان‌هایشان نکشیده‌اند، بلکه از فساد، سوء تدبیر و بی صداقتی خسته شده‌اند. کسانی که حرکت به سوی وضع بهتر را تنها با نیروی مردم و به کارگیری سرمایه‌های اجتماعی ممکن بدانند و به این جهت بکوشند که نه قیم بلکه همراه صادق مردم در این راه باشند. کسانی که با آرمان‌های انقلاب اسلامی مردم ایران، شعاری، سطحی، گزینشی و ریاکارانه و عوام فریبانه برخورد نکنند بلکه اعتقاد و شناخت عمیق از آن‌ها داشته باشند و مهمتر از آن در عمل پایبندی خود به اهداف را ثابت کنند. آرمان‌های انقلاب با سخنرانی های متهورانه و در بوق و کرنا کردن چند شعار محقق نمی‌شود. مسؤولان باید به برنامه‌ریزی، مشاوره و بکارگیری متخصصان ملتزم باشند.
ما به مسؤولینی نیاز داریم که مردم به آن‌ها اعتماد کنند و این زمینه‌ای شود که اعتماد و اخلاق در کل جامعه رمقی پیدا کند. دولت جمهوری که نمادی از فرهنگ عمومی جامعه است باید نشانگر اخلاق حسن و حسن تدبیر باشد.
سوابق، برنامه‌ها و تیم کاری هر نامزد انتخابات را باید بررسی کنیم تا بتوانیم ملاک های پیش گفته را در مورد شان بسنجیم.

چیت چیان در تحلیل فضای کنونی دانشگاه‌ها جهت ورود به بحث انتخابات اضافه کرد: در ایران به خاطر زمینه های تاریخی و اجتماعی دانشجویان یکی از گروه های مرجع هستند که کم وبیش رای و نظرشان بر روی سایر اقشار جامعه موثر است. امکان اطلاع از اخبار و شناخت نامزد های انتخابات برای دانشجویان فراهم تر است. عموما حساسیت به مسایل اجتماعی و سیاسی هم در بین آن‌ها بیشتر است. پس این توان در دانشجویان وجود دارد که در گفت و گویی چند سویه با سایر اقشار، در انتخابات بیش از شهروندان دیگر موثر باشند.امیدوارم دست کم در این چند ماه پیش از انتخابات، جو بی‌تحرک فعلی در دانشگاه‌ها شکسته شود و سلیقه های مختلف موجود مجال ابراز نظر و همفکری سازنده پیدا کنند. برای دانشگاه با قابلیت هایی که گفته شد؛ اینکه تعداد اندکی وارد ستادهای تبلیغاتی شوند ولی گفت‌وگوی همدلانه بین آن‌ها صورت نگیرد و در این میان اکثریت دانشجویان در رابطه با انتخابات منفعل یا بی‌تفاوت باشند هیچ راضی کننده نیست.
یک انتخاب صحیح و بهره‌مند از پشتیبانی آگاهانه مردم، به برخورد فعال اقشار جامعه نیازمند است که احساس مسؤولیت افراد از یک سو و اندکی سعه‌ی صدر و تحمل مسؤولان را از سوی دیگر می‌طلبد. امید که این هر دو فراهم شود و زمینه ساز یک انتخاب آگاهانه باشد.

اصل مصاحبه



+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم اسفند 1387ساعت 15:35  توسط محمد محسن چیت چیان  | 

در پي حوادث اخير در مدينه منوره آيت الله وحيد خراساني در درس خارج روز سه شنبه خود با اشاره به حرمت‌شکنی قبر پیامبر، واکنش جدی دولت ایران به این حوادث را خواستار شد.

به گزارش خبرنگار «آینده» ایشان با اشاره به تکرار این گونه وقایع در بقيع اظهار داشت: جرياني كه در بقيع، بر زوار بقيع وارد شده و مي‌شود، ظلمي است كه با هيچ ظلمي قابل قياس نيست و لازم است اول به اين امر بپردازيم.عده‌اي از شيعيان آن مناطق به قصد زيارت اين قبور آمدند و آن چنان مورد هجوم جمعي واقع شدند، از هتك و ضرب و جرح، اين ظلم چه ظلمي است؟!

این مرجع تقلید گفت: كنار قبر كسي ظلم بر مسلمين مي‌شود كه داعي الهي او اين است: «و إن أحد من المشركين استجارك فأجره»؛ كسي كه نسبت به مشرك، رحمت او اين است؛ نسبت به مسلم چگونه است؟

ایشان افزود: اين صحبتي كه مي‌كنم، دستگاه سعودي ملزم است، از نظر منطق قرآن و منطق سنت قطعيه كه به او مؤمن است، جواب اين مطلب را بدهد!

آیت‌الله وحید خراسانی با اشاره به حدیثی در صحيح بخاري پرسید: بايد ببينيم اينها كه مي‌روند به بقيع، به حكم قرآن و سنتي كه مورد تصديق تمام علماء مذاهب اربعه است، مسلمان هستند يا نه؟
اگر مسلمان هستند، اين رفتار با مسلمان يعني چه؟!

وی اظهار داشت:شما هستيد كه بايد حساب پس بدهيد، در كنار قبر پدر اسلام، پدر مسلمين، با مسلمين اين جور معامله مي‌كنيد؟!

این مرجع تقلید ادامه داد: وظيفه حكومت ايران كه اين قدر دم از عزت مي‌زند، اين است كه در مقابل اين جرم و جنايت به حجاج، به معتمرين ايران، دم بزند، بگويد: با چه ميزان، با اين عده مسلماني كه در كنار آن قبور مي ايستند، اين گونه معامله مي‌كنند؟! ايراني مي‌رود با عزت، برمي‌گردد به اين سرزمين با ذلت! با چه منطق؟! با چه حساب؟! اگر اهل حرف هستند، اعلم علماء آنها بيايد، من يكي از شاگردانم بس است، اگر اعلم علماء آنها را بيچاره نكرد، اول سني خود من هستم! اين است قدرت منطق اين مذهب!

وی گفت: اين همه ذلت يعني چه؟!اين رفتار با يك مشت زن و بچه در حجاز كه به زيارت قبور ائمه‌ بقيع رفته‌اند، يعني چه؟! در تمام امتهاي دنيا، بشريت محترم است، انسانيت محترم است. هر انساني، حقش محفوظ است.آيا اين رفتار با شيعيان كنار قبرستان بقيع با كدام فطرت عقلائي موافق است؟! با كدام مسلك و آئين مطابق است؟! بله، فقط با مسلك يهود موافق است!

آیت‌الله وحید با اشاره به این که «مشكل زيارت بقيع بايد حل بشود!»، گفت: حكومت ايران موظف است، با تمام قدرت، و قوت، عزت شيعه‌ ايراني را در حجاز ضمانت كند. اين وظيفه‌ حكومت ايران است.

گفتنی است حضرات آیات مکارم شیرازی و صافی گلپایگانی هم در این خصوص مواضع مهمی گرفتند و متاسفانه کم کاری و بی تفاوتی صدا و سیما و وزارت خارجه همچنان آزار دهنده و سوال بر انگیز است.

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم اسفند 1387ساعت 11:27  توسط محمد محسن چیت چیان  | 

در پاراچنار مردم را به جرم حب آل رسول می کشند و آن ها را که زنده مانده اند محاصره می کنند طوری که قادر به تامین ضروری ترین نیاز ها نباشند.

زائران تربت حسین علیه السلام را گروه گروه می کشند تا بلکه از این اجتماع چند ده میلیونی برمزار حسین شهید قدری کم شود.

در افغانستان طالبان، شیعه و سنی و هر که را که با او هم مسلک نباشد با گلوله خفه می کند.

نواصب و وهابیان تکفیری چگونه باید به ملت مسلمان (شیعه و سنی) اعلام جنگ کنند که نکرده اند؟

ما با اهل سنت در معارف و فقه و تلقی از اسلام اختلاف داریم اما ناصبی ها کمر به افساد بین مسلمین بسته اند بنا بر این دشمن مشترک همه ی مسلمانان هستند که باید به دست خود مسلمین از جامعه ی مسلمین طرد شوند. وهابی تکفیری آلت دست حقیر اما دریده و گستاخ استکبار برای به زانو در آوردن مسلمین است. لعنت بر معاویه، یزید، بنی امیه و همه تابعانشان مثل طالبان و القائده و سپاه صحابه و...

+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم اسفند 1387ساعت 8:13  توسط محمد محسن چیت چیان  | 

السلام عليك يا ابا عبدالله

اللهوف ص : 79

 قال الراوي فقام الحسين ع خطيبا في أصحابه فحمد الله و أثنى عليه و ذكر جده فصلى عليه ثم قال إنه قد نزل بنا من الأمر ما قد ترون و إن الدنيا قد تغيرت و تنكرت و أدبر معروفها و استمرت حذاء و لم تبق منها إلا صبابة كصبابة الإناء و خسيس عيش كالمرعى الوبيل أ لا ترون إلى الحق لا يعمل به و إلى الباطل لا يتناهى عنه ليرغب المؤمن في لقاء ربه محقا فإني لا أرى الموت إلا سعادة و الحياة مع الظالمين إلا برما

 

زنهار ای یزیدیان که خون حسین علیه السلام تا ابد راه قیام برای حق را نمایانده است.

پس بترسید که فرزندان فاتحان خیبر خواهند آمد و تا آخرین نفر خواهند ایستاد که مقاومت را از حسین علیه السلام آموخته اند.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم دی 1387ساعت 14:22  توسط محمد محسن چیت چیان  | 

در کتاب اللهوف سید بن طاووس صفحه 65

و رويت من كتاب أصل الأحمد بن الحسين بن عمر بن بريدة الثقة و على الأصل أنه كان لمحمد بن داود القمي بالإسناد عن أبي عبد الله ع قال

 سار محمد بن الحنفية إلى‏ الحسين ع في الليلة التي أراد الخروج صبيحتها عن مكة فقال يا أخي إن أهل الكوفة من قد عرفت غدرهم بأبيك و أخيك و قد خفت أن يكون حالك كحال من مضى فإن رأيت أن تقيم فإنك أعز من في الحرم و أمنعه فقال يا أخي قد خفت أن يغتالني يزيد بن معاوية في الحرم فأكون الذي يستباح به حرمة هذا البيت فقال له ابن الحنفية فإن خفت ذلك فصر إلى اليمن أو بعض نواحي البر فإنك أمنع الناس به و لا يقدر عليك فقال أنظر فيما قلت فلما كان في السحر ارتحل الحسين ع فبلغ ذلك ابن الحنفية فأتاه فأخذ زمام ناقته التي ركبها فقال له يا أخي أ لم تعدني النظر فيما سألتك قال بلى قال فما حداك على الخروج عاجلا فقال أتاني رسول‏ الله ص بعد ما فارقتك فقال يا حسين ع اخرج فإن الله قد شاء أن يراك قتيلا فقال له ابن الحنفية إنا لله و إنا إليه راجعون فما معنى حملك هؤلاء النساء معك و أنت تخرج على مثل هذه الحال قال فقال له قد قال لي إن الله قد شاء أن يراهن سبايا و سلم عليه و مضى‏

 

توضیح در باره معنای "یغتال" از لسان العرب:

يَغْتال‏ به عدوَّه أَي يهلكه من حيث لا يحتسبه  یعنی کشتن ناگهانی

_____________________________________________

لعنت خدا بر گرگان خونخوار صهیون. به فضل خدا دور نیست روزی که زیر پرچم حسین علیه السلام دودمان صهیون را بر باد دهیم.

+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم دی 1387ساعت 13:46  توسط محمد محسن چیت چیان  | 

 

هميشه نزديك انتخابات كه مي‌شود، به ناگاه حركت‌هاي سياسي جان مي‌گيرند. به خصوص در كشورهايي مثل ميهن ما كه احزاب پايدار و ريشه‌دار وجود ندارند. مسئله، براي ما دانشجويان ايران، اندكي حساستر است چرا كه جريان‌هاي مختلف بخاطر زمينه‌هاي تاريخي و اجتماعي علاقه‌ي فراواني دارند كه براي خود پايگاه دانشجويي مناسبي دست و پا كنند. پس بايد مطمئن باشيم، باز هم مثل هميشه كانديداها را خواهيم ديد كه لبخندزنان در دانشگاه حاضر و از عدالت و آزادي و پيشرفت و شايسته سالاري و جوان‌گرايي سخن‌ها خواهند گفت. اما ما و هم‌قطاران دانشجويمان در اين ميان چه نقشي خواهيم داشت يا مي‌توانيم داشته باشيم؟

نخست بايد به اين نكته‌ی بديهي توجه داشت كه دانش‌جو به عنوان يك شهروند، تمام امكانات ساير شهروندان را براي كنش سياسي-اجتماعي در اختيار دارد و به خاطر فراغت و نيروی يبيشتر، مي‌تواند بهتر از سايرين از آنها استفاده كند. اما موضوع مورد نظر اين نوشتار نحوه‌ي استفاده از امكاناتي است كه ما به عنوان دانشجو به طور ویژه در اختيار داريم.

اگر بخواهيم سطح بندي كنيم، سه سطح از فعاليت سياسي و اجتماعي دانشجويان به چشم مي‌خورد:

1- فعاليت عمومي دانشجويي 2- فعاليت در قالب تشكل‌هاي دانشجويي 3- فعاليت به عنوان عضو شاخه‌ی دانشجويي احزاب.

در زمينه‌ي فعاليت عمومي همان‌طور كه گفته شد، كانديداها و جريان‌هاي حامي آنها توجه ويژه‌اي به دانشگاه دارند بنابراين ناخودآگاه دانشجويان بيشتر با مواضع كانديداها آشنا مي شوند. در جامعه ی ما دانشجويان يكي از گروه هاي مرجع بودند و هنوز هم تا حدودي هستند يعني عموم جامعه به نظر دانشجويان توجه دارند و موضع دانشجويان در تصميم گيري آنها مهم است. پس يك دانشجوي عادي با اطلاعات بيشتري كه به دست مي آورد مي تواند عده‌ي بيشتري را با خود هم راي كند. حال اين راي حمايت از كانديدايي خاص باشد يا حتي عدم شركت در انتخابات!

اما عمده‌ي بحث، بر سر نقش تشكل ها و شاخه هاي دانشجويي احزاب است. به نظر مي رسد نوع فعاليت اين دو با هم متفاوت است و آميختن آنها با يكديگر نتايج بدي را به بار آورده و مي آورد كه به آنها اشاره خواهد شد.

تشكل هاي دانشجويي بر محور فعاليت هاي اجتماعي (و نه سياسي به معناي خاص آن) ايجاد مي‌شوند. و دانشجويان بر مبناي خاستگاه اجتماعي و آرمانهاي خود در آنها فعال مي شوند تا با سازمان يافتگي بيشتر، نقش اجتماعي موثرتري را ايفا كنند. كارهاي تعريف شده در تشكل هاي دانشجويي بيشتر پيرامون مسائل فكري و مطالعاتي، فرهنگي و مذهبي يا امور خيريه و ورزشي و هنري است. البته موضع گيري هاي سياسي با انگيزه هاي اجتماعي و با محوريت مباني ايدئولوژيك و فرهنگي پذيرفته شده در تشكل، بخش طبيعي از فعاليت آنها است. فعاليت تشكل هاي دانشجويي در مبارزات پيش از انقلاب و تقش آنها در حمايت از جنبش هاي اجتماعي ديگر در همين راستا است. اما اگر كسي قصد فعاليت حزبي و به سود كانديدايي خاص را دارد بهترين جا براي اين كار شاخه هاي دانشجويي احزاب هستند. به خصوص در نزديكي انتخابات احزاب ميل بيشتري به جذب عضو پيدا مي كنند و كساني كه تمايل به رقابت سياسي دارند و مي خواهند نقش سياسي پر رنگ تري داشته باشند، خوب است وارد اين شاخه ها شوند. اين كار هم به نفع خود آنها است هم به نفع آينده‌ي سياسي كشور.

ممكن است پرسيده شود كه درآميختن وظايف و شرح كار شاخه‌هاي سياسي احزاب با فعاليت تشكل هاي دانشجوي چه عيبي دارد. در زير به چند اشكال عمده‌ي اين آميختگي اشاره ميشود:

1- دانشگاه هاي ايران به خصوص دانشگاه هاي دولتي متعلق به عموم مردم ايران هستند و نبايد امكانات آنها صرف تبليغات براي جرياني خاص يا كانديدايي خاص شود. طبيعي است كه دانشگاه براي تقويت رشد اجتماعي دانشجويان و فعاليت هاي اجتماعي آنان به تشكل هاي دانشجويي كمك مي كند پس رعايت امانت در استفاده از امكانات عمومي اقتضا مي كند تشكل هاي دانشجويي وارد رقابت هاي سياسي نشوند.

2- اين در شان تشكل هاي دانشجويي نيست كه به صورت پياده نظام و سربازان بي جيره و مواجب جريان هاي سياسي در آيند و تجمعات فرمايشي به راه بيندازند و به بوق ها و بلكه چماق هايي براي بعضي متنفذين تبديل شوند. افراد، با انگيزه هاي اجتماعي عضو اين تشكل ها مي شوند ولي وقتي مركزيت، از آنها براي جريان هاي سياسي سواري مي گيرد اعضا دچار سرخوردگي مي شوند. چون به يك جريان سياسي كمك كرده اند بدون اينكه در تصميم گيري ها دخالت داده شوند و پس از پيروزي احتمالي مثل دستمال كهنه به كناري پرت مي شوند. در واقع در اين صورت مركزيت تشكل ها با اعضا و هواداران دانشجويي خود منافقانه رفتار كرده اند و از آنها بهره كشي نموده اند. ادوار مختلف اخير شاهدِ تاريخيِ خوبي بر اثبات اين مدعا هستند.

3- اگر افراد به صورت رسمي عضو شاخه دانشجويي احزاب شوند هم با اهداف و برنامه هاي واقعي حزب متبوع خود آشنا مي شوند و هم به عنوان كادر حزب آموزش سياسي مفيدتري مي بينند و به اندازه‌ي خود در تصميم گيري ها سهيم مي شوند. در صورت پيروزي هم از توانايي هاي ايشان براي پيشبرد اهداف حزب و اجراي برنامه ها استفاده مي شود و در صورت شكست، هم آنها حزب را بهتر شناخته اند و حزب هم اين عضو را بهتر شناخته است و دو طرف مي توانند تصميم بهتري براي ادامه‌ي همكاري بگيرند ضمن اينكه در هر صورت دانشجو يك تجربه سياسي مفيد به دست آورده است. اگر اين كار عملي شود مي توانيم اميدوار باشيم كه بعد از اين شاهد احزابي باشيم كه ديگر مثل احزاب كنوني تك نسلي نيستند و صاحب اهداف و برنامه هاي پخته تر و تيم كاري كارآمدتري براي ساختن ميهن هستند.

این متن در نشریه نقطه سر خط منتشر شده است.

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم دی 1387ساعت 16:16  توسط محمد محسن چیت چیان  | 

عَنْ أَبِي الْحَسَنِ الرِّضَا علیه السلام قَالَ إِنَّ مِنْ عَلَامَاتِ الْفِقْهِ الْحِلْمَ وَ الصَّمْت

اصول کافی ج 1 ص36

سلام علی ال طه و یس ..... سلام علی ال خیر النبیین

سلام علی روضة حل فیها ..... امام یباهی به الملک و الدین

زادروز پیشوای هشتمین خجسته باد

.

+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم آبان 1387ساعت 22:16  توسط محمد محسن چیت چیان  | 

رادیو گفت و گو به تازگی گفت و گویی ترتیب داد پیرامون درآمد های نفتی و نحوه هزینه و پس انداز شدن آن ها در دولت های گذشته؛ آن چه در پی می آید گزارشی کوتاه از این گقت و گو است به نقل از وبلاگ مجری برنامه:

 میهمانان این برنامه عبارت بودند از: مهندس بیژن زنگنه وزیر پیشین جهاد ، نفت و نیروی کشور در طول 22 سال ؛ دکتر مسعود نیلی استاد اقتصاد و معاون اسبق سازمان مدیریت ؛ دکتر نوبخت معاون پژوهشی مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت نظام ؛ دکتر محمد مالجو نویسنده و صاحب نظر اقتصاد سیاسی و دکتر امیر دبیری مهر پژوهشگر ، میزبان و مجری میزگرد.

مهندس زنگنه کسی که 22 سال سابقه وزارت در جمهوری اسلامی دارد از نحوه هزینه درآمدهای نفتی انتقاد داشت و معتقد بود با استمرار قطعی کاهش قیمت نفت در ماههای آینده به علت کاهش تقاضا و افزایش عرضه و عادت دولت نهم به نفت با قیمت بالا چشم انداز نگران کننده ای برای وضعیت اقتصادی، سیاسی و اجتماعی کشور متصور است .


 مهمترین آمارها و مطالبی که در این جلسه مطرح شد وتامل برانگیز است عبارتند از :

1- اقتصاد ایران متاسفانه و همچنان از 4 مجرا وابسته به نفت است: یکی سهم نفت از تولید ناخالص داخلی که بالای 50 درصد است و دولت جمهوری اسلامی را در زمره دولتهای رانتیر با همه تبعاتش قرار می دهد.
 دوم تاثیر نفت بر طرازهای پرداخت های خارجی به این معنا که 80 در صد واردات کشور از محل ارزهای نفتی بدست می آید.
 سوم میزان وابستگی درآمدهای عمومی دولت به پول نفت است که بالغ بر 85 درصد است .
و چهارم میزان یارانه ها بویژه یارانه حامل های انرژی است که کاملا به پول نفت وابسته است .

2- سقف هزینه کردهای دولت از محل درآمدهای نفت در برنامه سوم توسعه 56 میلیارد دلار بود یعنی سالانه حدود 11میلیارد دلار ولی دولتها به آن پایبند نبودند.

3- دولت آقای خاتمی در سالهای 81 الی 83 به ترتیب 5.4 ؛ 4.5 و 5.7 میلیارد دلار از حساب ذخیره ارزی برداشت کرد و در دولت نهم و درسالهای 84تا 86 این رقم ها به ترتیب به 8.11 ؛ 8.17 و 8.16 میلیارد دلار رسید .

4- در مقایسه درآمدهای نفتی دولت از نفت می توان گفت در 8 سال دوره آقای هاشمی یعنی از سال 1368 تا 1375 دولت مجموعا 126 میلیارد دلار درآمد نفتی داشت در دوره آقای خاتمی از 1376 تا 1383 دولت 173 میلیارد دلار درآمد نفتی داشت و دولت نهم  198 میلیارد دلار درامد داشته است .

5- براساس برنامه توسعه کشور و مجوز های قانونی صادر شده در حال حاضر باید حدود 96 میلیارد دلار در حساب ذخیره ارزی موجودی باشد ولی براساس اعلام رسمی وزیر سابق اقتصاد در پایان سال 1386 این رقم 16 میلیارد دلار است هرچند این روزها شنیده می شود این مبلغ حداکثر 8میلیارد دلار است در نتیجه هزینه کرد 80 میلیارد دلار مابه التفاوت محل سوال و اشکال است .

6- باتوجه به این آمار وارقام و محاسبات ساده سال آینده دولت با کسری شدید بودجه مواجه خواهد شد و اگر برای کاهش وابستگی به نفت فکری نشود این مشکلات مضاعف خواهد شد .

7- مجمع تشخیص مصلحت نظام اخیرا مصوبه ای داشته مبنی براینکه حق برداشت از حساب ذخیره ارزی یا صندوق توسعه ملی خارج از برنامه توسعه از دولت و مجلس گرفته شود و این مصوبه بعنوان سیاستهای کلی نظام برای رهبری برای تصویب ارسال شده ودرصورت ابلاغ خیلی از نگرانیها رفع خواهد شد .
+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم آبان 1387ساعت 20:54  توسط محمد محسن چیت چیان  | 

ای بلند جای، ای بزرگ، ای بخشایشگر، ای مهربان. تویی پروردگار بزرگ که هیچ چیز همانندش نیست و اوست شنوای بینا. واین ماهی است که بزرگ و گرامی اش داشتی و شرافت و برتریش دادی بر ماه ها. او همان ماهی است که روزه اش را بر من بایسته کردی و اوست ماه رمضان که در او قرآن را فرو فرستادی برای هدایت مردمان و روشنگری از هدایت و فرقان. و در او شب قدر را قرار دادی و آن را از هزار ماه بهترش داشتی. پس ای که می نوازی و نوازشی بر تو نیست. بنواز مرا با رهایی گرده ام از آتش، در میان آنان که ایشان را نواخته ای، و در بهشتم وارد کن. به مهرت ای مهربان ترین مهربانان.
برگردان آزاد از دعای پس از نماز در ماه رمضان
+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم شهریور 1387ساعت 12:30  توسط محمد محسن چیت چیان  | 

بسم الله الرحمن الرحیم

بیانیه بنیاد ملی پخمگان

در پی تحرکات اخیر برخی ایادی ضد پخمگی که عرصه ی عمومی را بر ما بیش از پیش تنگ ساخته است؛ ما، اعضای بنیاد ملی پخمگان نکات زیر را اعلام می داریم:

۱-ما در خیلی جا ها مخالف این ضرب المثل قدیمی هستیم که می گوید«چاقو همان چاقوست یکی با آن آدم می کشد و یکی با آن جراحی می کند و یک نفر را نجات می دهد.» بلکه معتقدیم «آن کس که چکش به دست می گیرد همه چیز را میخ می بیند.»

۲-پخمگی در وا نفسای امروز برای ما افتخاری است البته ما آنقدر سفیه و سطحی نیستیم که گمان کنیم علم و فن یک ابزار خشک و خالی است و خوبی و بدی اش فقط به دارنده ی آن بستگی دارد. به باور ما علم و فن امروزین چیزی نیست جز ابزاری برای دوشیدن بی حساب طبیعت و هیچ واقع نمایی هم ندارد. این ابزار، آکنده از افسانه های موجود در ذهن سازندگان و بل بافندگان آن است. این ابزار، ای بسا خود و خصلت های نهفته در خود را به دارنده اش تحمیل می کند.

۳-دنیای بر ساخته ی نخبگان امروزین نتیجه ی روح حاکم بر کلیت در هم تافته و تفکیک ناپذیر تجدد است و این روح چیزی نیست جز حرص دوشندگی و کام جویی بدون مرز. سفیهان تا ابد به دنبال این خواهند بود که همانند سوا کردن لوبیا از نخود، خوبی های تجدد را از بدی هایش جداکنند. پخمگان، جز نگاه پخمه اندر سفیه، چه دارند که نثار آنان کنند؟

۴-به نظر ما حد اکثر لذت مادی در دنیا نوشیدن یک استکان چای دیشلمه در کنار یاران است. بنا بر این عالمیان را به این دعوت می کنیم که شلوغش نکنند و آسایش ما را بر هم نزنند.

۵-ما اصلا از اجداد سیصد سال پیشمان احساس خوشبختی بیشتری نمی کنیم بلکه سیطره ی بعضی نخبگان فضا را بر تنفس ما بسته و ما برای آمدن اندک نسیمی، از همه ی نخبگان استدعا داریم کمی کنار بروند و از این ستم چند صد ساله  قدری بکاهند. بدیهی است در صورت عدم تمکین به این درخواست عاجزانه، ما از تمام توان خود برای استیفای حقوق مسلم پخمگان عالم استفاده خواهیم کرد.

۶-از آن جا که ما پخمگان هم می خواهیم مشت محکمی به دهان مستکبرین بکوبیم و اصلا دوست نداریم به سرنوشت بعضی سرزمین های هم جوار دچار شویم ناچاریم به قدر ضرورت و من باب اکل میته، با احتیاط و از دور دستی بر آتش همین علم و فن بی رحم داشته باشیم اما نه این که از آن با ولع کام بگیریم.

۷-شاید روزی علم و فن دیگری ساخته شد که با طبیعت، با انسان، با مستضعفان و با دیگران مهربان باشد و به جای استغنا و طغیان، خشیت و فروتنی در برار حق بیفزاید؛ ما اعضای بنیاد ملی پخمگان حمایت خود را از چنان علم و فن مهربانی اعلام داشته و امشب را با رویای آن به صبح می رسانیم.

بنیاد ملی پخمگان

+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم شهریور 1387ساعت 8:16  توسط محمد محسن چیت چیان  | 

کسی آمد و کاری بزرگ کرد. توان اجتماعی ایمان شیعی را به خودمان و جهان نشان داد. ایستادگی بر حق تا پای جان به پیروی از حسین علیه السلام و با امید آمدن مهدی عجل الله فرجه، مردمی را بر انگیخت و انقلابی بزرگ پدید آورد و نبردی سخت را به پیروزی رساند و قلب های مستضعفین را در گوشه و کنار دنیا از لبنان تا اندونزی به تپش انداخت.

این همه انجام شد و روزگار گذشت و می گذرد و هنوز به آرمان های بلند نرسیده ایم بلکه گاهی دور تر شده ایم و همچنان...

خمینی با آن که رهبر این جنبش بزرگ بود، هیچ گاه ادعا نکرد که روزگار او حتی قابل طرح در کنار روزگار موعود است. پا از اسلام فقاهتی فرا نگذاشت. اعتقاد مردم و معارف دینی را به بازی نگرفت. هر کار نیکی کرد با تمسک به قرآن و عترت بود. مردم را به انجام تکالیف انسانی و مذهبی فرا می خواند و نتیجه را به خدا واگذار می کرد. هیچ گاه ادعای حکومت مهدوی نداشت اما می گفت نگرانی از نرسیدن به نتیجه، نباید ما را از انجام وظیفه ای که پروردگار از راه عقل، کتاب و سنت معصومان بر دوش ما نهاده است، باز دارد.

ممکن است شما در این که آیا امام خمینی این چنین بود، نظر دیگری داشته باشید، این جا قصد اصرار روی این مورد را ندارم فقط می خواهم توجه شما را به دو نحو عدول از شیوه ی پیش گفته بر انگیزم:

نحوه ی نخست: چون ما به حد روزگار موعود نخواهیم رسید، گمان کنیم که ناگزیریم به شرایط موجود تن دهیم و محدوده ی تکالیف انسانی و مذهبی خود را به امور در دسترس و نزدیک منحصر بدانیم و رسیدن به شرایط مطلوب اجتماعی را به حضرت حجت واگذار کنیم. امر به معروف و نهی از منکر را انکار نکنیم اما نهایتا به حضور زنان در استادیوم اعتراض کنیم ولی نسبت به این همه ستم که به صورت سازمان یافته و عیان و بی پروا در محل و شهر و کشور و جهان پیرامونمان اتفاق می افتد بی تفاوت باشیم. ( البته فرامین الهی همه بدان جهت که از سوی پروردگار صادر شده اند بزرگ اند.)  

با قرار گرفتن در این دسته در حاشیه ای امن سجاده ای پهن می کنیم و اگر حتی تمام حق در مقابل تمام باطل ایستاده بود می گوییم فتنه است و دامن خود را از غبار کارزار کنار می کشیم. مثل ابوموسی اشعری در نبرد علی علیه السلام و معاویه علیه ما علیه در کناری به پاره ای مناسک خود را سرگرم می کنیم.

نحوه ی دیگر: پا را از حیطه ی خود بیرون می گذاریم و بی مهابا هر چه به نظرمان درست بود را به دین خدا می بندیم. از اعتقاد مردم به مذهب برای پیش بردن امیال خودمان استفاده می کنیم. نام دولت حضرت حجت را بر خود می نهیم و زشتی ها و کاستی هایمان را در هاله های نور کاذب پنهان می کنیم و بر طبل ادعای تاییدات ویژه می کوبیم. برای ظهور حضرت از جانب خود استراتژی می دهیم. خود را محور حق و درستی نشان می دهیم. تاریخ را وام دار خود می دانیم و همه ی مخالفانمان را سر سپردگان سلطه گران معرفی می کنیم.

تند رو های این دسته که دین خدا را به میل خود و حتی وارونه تفسیر می کنند استعداد شدیدی در تبدیل شدن به فرقه های مطرود مثل خوارج، دارند و همین طور بود که در روزگاری نه چندان دور امثال این فرقه ها «یومنون بالغیب» در قرآن را به اعتقاد به قیام مسلحانه ی مخفی تفسیر می کردند و سر انجام از بردگی صدام در سرکوب شیعیان سر در آوردند.

*****

به نظر می رسد در روزگار غیبت دچار یک تناقض هستیم. بنا بر نقل در روایات، حفظ دین در زمان غیبت چون نگاه داشتن آتش بر کف دست است و از سوی دیگر در همین زمان حقیقت چون آفتاب پیداست. شاید توضیح این تناقض همین باشد که رهنمود عقل فطری، کتاب و سنت معصومان در دسترس است اما ما یا از زیر بار مسئولیت و تکلیف با بهانه شانه خالی می کنیم یا از آن سو اوهام و جو زمانه و تفاسیر من عندی را بجای حجت های عقلی و نقلی می نهیم و به ناکجا می رویم.

امید که به سر سپاری در پیشگاه حجت خدا بار یابیم.
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم مرداد 1387ساعت 11:39  توسط محمد محسن چیت چیان  | 

هر روز گفت و گو بر سر رابطه یا مذاکره با آمریکا داغ تر می شود.

نمی خواهم چیز هایی را که همه می دانند تکرار کنم اما در شهروند امروز و به قلم صادق زیبا کلام گزافه ای دیدم که هم از او و هم از آن نشریه بعید بود و وادارم کرد این نوشته را زود تر بر قلم برانم.

سفارت ایالات متحده از آغاز پیروزی انقلاب اسلامی چند بار توسط چریکهای فدایی خلق مورد تعرض قرار گرفت که به صورت محدود انجام شده و پایان یافته بود. اما انجمن های اسلامی چند دانشگاه تصمیم گرفتند در راستای اثبات امپریالیزم ستیزی خود کارستانی کنند. دانشگاه های تهران با نمایندگی حبیب الله بیطرف، پلی تکنیک با نمایندگی میردامادی و عباس عبدی و شریف با نمایندگی ابراهیم اصغر زاده و بعضی دیگران دست به کار شدند و برای این کار فقط روحانی انقلابی و پرشور مورد علاقه ی خود موسوی خویینی ها را در جریان گذاشتند و او ضمن تایید، قصد آنان را به اطلاع امام نرساند. پس از تسخیر امام با قدری تاخیر مصلحت را در حمایت از عمل انجام شده دیدند. روش پیش گرفته شده توسط شهید بهشتی، مرحوم بازرگان و آیت الله مهدوی کنی نشان می دهد که با انجام این کار موافقت نداشتند به تبع آن ها جریان های هوادارشان هم در این حرکت سهیم نبودند. این آغاز قطع روابط دیپلماتیک ایران و امریکا بود.

در برحه ای از جنگ تحمیلی ایران تصمیم می گیرد با نماینده امریکا، مک فارلین وارد مذاکره شود تا حمایت ها از عراق کم شود، ایران بتواند مقداری سلاح خریداری کند و بدین ترتیب با یک موازنه جنگ پایان یابد. اما مهدی هاشمی برادر داماد آیت الله منتظری و از نزدیکان و اعضای بیت ایشان که خود را مسئول صدور انقلاب با گروه های چریکی و مبارزه ی همه جانبه با امپریالیزم امریکا می دانست این برنامه را در مصاحبه ای لو داد. آقای هاشمی رفسنجانی برنامه ی از دست رفته را در خطبه های نماز جمعه توجیه کرد. از این پس خصومت ایالات متحده با انقلاب ایران بسیار بیشتر شد و حمایت ها از صدام به مراتب افزایش یافت و سلاح های غیر متعارف بیشتر در اختیار او گذاشته شد که تعداد شهدای ایران را در نبرد زیاد کرد و کار جنگ گره خورد.

در مجلس سوم اکثریت قاطع از جناح چپ یا خط امام که بعدا بیشترشان به دوم خردادی مشهور شدند، بود. جنگ تحمیلی پایان یافته و سگ استکبار پاچه ی نوکران او را گرفته بود (صدام هار به کویت حمله کرد.). همین اکثریت مجلس سوم و امثال آقای محتشمی پور طرحی داشتند که درست است که ما هشت سال با صدام جنگیدیم و شهید دادیم اما چون الان در واقع با امپریالیزم امریکایی می جنگد باید به نفع عراق در مقابل امریکا در کویت وارد جنگ شویم. این بار آقای هاشمی رفسنجانی توانست شور امپریالیزم ستیزی را بخواباند. وقتی آیت الله خامنه ای به عنوان رئیس جمهور در سیاست خارجی از عزت، حکمت و مصلحت سخن گفت همین خط امامی ها در مجلس برآشفتند که این رئیس جمهور سازشکار است.

البته چرخ روزگار گشت و چپ از دنده ی راست بلند شد و جناح خط امامی در دوران سید خندان، نرم خو و مهربان شد و اتفاقا از آن سو هم هنگام قدرت دموکرات ها فرصت هایی چه بسا بهتر از فرصت های امروز برای مذاکره پیش آمد اما این بار کفن پوشانی پدیدار شدند که یا از چپ هایی بودند که همچنان چپ ماندند مثل مهدی نصیری و شریعتمداری یا راست هایی بودند که به چپ های قدیمی برای انجام مذاکره اعتماد نداشتند و آن ها را سپاه سپر انداختگان می دانستند که اصول را بر باد خواهند داد یا شاید هم نمی خواستند این کار توسط حریف انجام شود. به هر تقدیر باب مذاکره همچنان بسته ماند.

اما امروز آقای زیباکلام در کلام نا زیبای خود که گزافه ی واضحی است می گوید عقبه ی جناح محافظه کار مانع به ثمر رسیدن مک فارلین شد!! لابد مهدی هاشمی که جریان را لو داد راست بود و جواد لاریجانی که مذاکرات مقدماتی را انجام داده بود چپ؟!!

مذاکره با حفظ اصول و مواضع اصولی و از جایگاه برابر هیچ عیبی ندارد که شرط عقل است. مگر پیامبر در موارد مختلف با اهل کتاب و حتی مشرکان مذاکره نکردند؟ حتی با آنان پیمان نامه هایی امضا کردند که نقض کننده ی هیچ کدام پیامبر نبودند. بله ما در هیچ حالتی از اصول نباید کوتاه بیاییم و بر سر آن ها نباید مذاکره و معامله کنیم. نباید ماهیت انقلاب را وجه المصالحه قرار دهیم، نباید از موضع ضعف وارد شویم که رابطه ی گوسفند و گرگ شود اما در چارچوب اصول اگر مصالح اقتضا کرد حتما باید گفت و گو کنیم.

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم مرداد 1387ساعت 3:15  توسط محمد محسن چیت چیان  | 

تابناک: «نوراي جانان» بانوي محجبه‌اي است كه اخيرا در يكي از شبكه‌هاي تلويزيوني تركيه با بيان جمله که «اگر بلايي بر سرم نياورند مي گويم امام خميني (ره) را دوست دارم، اما آتا تورك را دوست ندارم»، محافل لاييك اين كشور را شديدا به خشم آورده است.
به گزارش فارس پايگاه خبري «اپك خبر» تركيه طي گزارشي تفصيلي به پيشينه اين زن پرداخت.

نوراي جانان بزيرگان كيست؟
رسانه‌هاي تركيه در ابتدا ادعا مي‌كردند خانم «نوراي جانان بزيرگان » دانشجويي است كه به سبب حفظ حجابش دچار مشكل شده است اما اگر كمي به عقب بازگرديم به نكات حائز اهميت ديگري نيز برخورد خواهيم كرد.

خانم بزيرگان زماني به اتهام «اخلال در مسير آموزش» ، با مداخله پليس از دانشگاه اخراج شده و سپس در دادگاه به 6 ماه حبس محكوم شد. خانم «نوراي جانان بزيرگان» در جريان مداخله پليس ، به سبب ضرب و شتم ماموران دچار سقط جنين شده و در ادامه ماجرا به كانادا پناهنده شد. او اولين زني است كه در تركيه به سبب حفظ پوشش اسلامي محكوم به حبس قطعي شده است.

«بزيرگان» وقتي كه دانشجوي سال دوم مهندسي پزشكي در «دانشكده خدمات بهداشتي»، وابسته به دانشگاه استانبول بود، به سبب داشتن حجاب اسلامي در ميانه جلسه امتحان پايان ترم، با ضرب و شتم پليس بيرون كشيده شد.

«هيات قضايي كانادايي رسيدگي به تقاضاي پناهندگي» طي جلسه اي از خانم «نوراي» ‌پرسيدند: «مگر تركيه يك كشور اسلامي نيست؟» پاسخ اين سوال براي «نوراي» دشوار بود اما در نهايت جواب داد: «در صورت رفع مشكل حجاب در تركيه، به كشورم برمي‌گردم.»

او در همان ايام گفته بود: «در حقيقت ممنوعيت نبود كه موجب خروج من از كشور شد. من تصميم داشتم مبارزه‌ خود را به خارج از كشور بكشانم. اگر آنقدر ترسو بودم كه بخواهم فرار كنم، مسلما اينقدر در تركيه خود را درگير مسائل دردسرساز نمي‌كردم.»

در همان روزها خبرنگار روزنامه «يني شفق»- چاپ تركيه- از وي پرسيده بود: «در تركيه چه بلايي سرت آمد كه به فكر پناهندگي به كانادا افتادي؟» بريزگان جواب داد: «من در آنجا نتوانستم آزادانه در چارچوب اعتقاداتم زندگي كنم و حتي به خاطر همين اعتقادات راهي زندان شدم. از آنجايي كه شرح ناحقي‌هايي كه بر من روا مي‌شد را در هر محفل و جمعي تعريف مي‌كردم، آنقدر از طرف پليس و ديگران پيام و تلفن‌هاي تهديد آميز دريافت كردم كه كلافه شدم. تلفنهايم شنود مي‌شد و حتي يكبار كه شرح گفت‌وگوي تلويزيوني خود در برنامه «سي و دومين روز» را تلفني براي دوستم تعريف مي‌كردم، ناگهان صداي غريبه‌اي وارد مكالمه ما شد؛ طوري كه دوستم هم آنرا شنيد. صدا مرا به كشتن كودكم تهديد كرد.»

«بزيرگان» مي‌گويد: «من اين حرف‌ها را در دادگاه (هيات قضايي كانادايي) هم بيان كردم. به آنها گفتم كه من عليرغم مسلمان بودن نمي‌توانم در معابر كشورم به راحتي گردش كنم. گفتم كه، لائيك‌هاي متعصب در هر فرصتي كه بدست مي‌آورند ما را تحقير مي‌كنند. در تركيه، برخلاف آنچه كه تصور مي‌شود، مظلومان حقيقي مسلمان ها هستند.»

به گفته «نوراي جانان بزيرگان»، قاضي دادگاه كه يك زن بود و همچنين ديگر اعضايي كه در آنجا حضور داشتند پس از مشاهده كاست ويديو و بريده جرايدي كه من ارائه داده بودم چنان شوكه شدند كه حيرتشان، مرا هم شگفت‌زده كرد. آنها به هيچ وجه باورشان نمي‌شد كه ما در تركيه چنين وضعيتي داشته باشيم. خانم قاضي وقتي عكس‌هاي مربوط به باتوم خوردن و روي آسفالت كشيده شدن بانوان محجبه را ديد بي‌اختيار دست بر دهانش گذاشت و گفت: باورم نمي‌شود!‌ مگر تركيه كشوري مسلمان نيست؟ راستش من در اينجا (كانادا) با اين سوال بسيار روبه‌رو مي‌شوم. من به هيأت قضايي كانادايي گفتم كه در تركيه اين ما هستيم كه سلب حق آزادي بيان و عقيده دست و پنجه نرم مي‌كنيم؛ اما نبايد زندگي كردن مطابق اعتقادات، تاواني ابن چنيني داشته باشد. من اين حرف‌ها را در تمامي دادگاه‌هايي كه در طول سه سال به آنها رفت و آمد داشتم مي‌گفتم. خانم قاضي گفت: در اين ماجرا حق با شماست، خيلي هم حق با شماست».

وقتي خانم قاضي اجازه اقامت مرا در كانادا صادر كرد خيلي خوشحال شدم. آن زمان در ذهنم لحظه‌اي را تصور كردم كه هيأت قضايي تركيه به خاطر حجاب برايم حكم زندان صادر كرد.

خبرنگار از از خانم «بزيرگان» پرسيد: اگر ممنوعيت حجاب در تركيه از ميان برداشته شود، چه كار مي‌كنيد؟ آيا به تركيه بازمي‌گرديد؟
او پاسخ داد: «بله. خيلي دلم مي‌خواهد. دلم براي استانبول تنگ شده است. امروز دنيا به ممنوعيت حجاب مي‌خندد!»

خبرنگار باز پرسيد: چه توصيه‌‌اي براي دوستاني كه در تركيه هستند داريد؟
خانم «بزيرگان» گفت: هرگز خود را بيچاره و درمانده ندانند. علاوه بر پيگيري قضايي مظالمي كه بر آنها مي‌شود بايد به دنبال راه‌هايي براي خروج از كشور باشند يا در پي دانشگاه‌هايي باشند كه از طريق اينترنت دانشجو مي پذيرند.

«نوراي بزيرگان» در ادامه افزود: درست است كه در تركيه خيلي چيزها تغيير كرده است؛ اما هنوز آن ذهنيتي كه از طريق رسانه‌ها عربده مي‌زد كه خطر ارتجاع (يعني اسلامگرايي) تركيه را تهديد مي‌كند، اصلا تغيير نكرده است.

«نوراي جانان بزيرگان » پس از حدود7 سال اقامت در كانادا، با اتمام تحصيلاتش در سال 2005 به تركيه بازگشت. او معتقد است: «در مقايسه با سال 1999 وضعيت رفاهي مردم بسيار ارتقا يافته است اما در عرصه آزادي بيان و عقيده تغييرات چنداني صورت نگرفته. هنوز هم بساط جنجال سازي و برچسب زني به قوت خود باقي است. كليشه «تهديد ارتجاع » هنوز در رسانه‌ها اجرا مي‌شود. در طرف ديگر هم رجالي كه هيچگونه احترامي براي ارزش هاي مردم قائل نيستند و هرگونه تبعيض را در خصوص اشخاصي كه همانند آنها فكر نمي‌كنند مباح مي‌دانند، همچنان سر جاي خود نشسته‌اند؛ يعني روي همان كرسي هايي كه به نمايندگي از همين مردم در آنجا قرار گرفته‌اند و از همانجا نعره مي‌زنندكه مبارزه ما عليه ارزش‌هاي مردم ادامه دارد.

به گزارش خبرگزاري فارس خانم نوراي بزيرگان در روز 21 خرداد طي شركت در يك برنامه تلويزيوني مشهور با نام «تك تك»در پاسخ به مجري برنامه، «فاتح آلتايلي» كه از چهره هاي هنري ضد ديني تركيه به شمار مي رود و از او پرسيده بود كه آيا «امام خميني» را دوست دارد، پاسخ داد: بله من هم دوست دارم.

در اين ميان «فاتح آلتايلي» از نوراي پرسيد: آيا آتاتورك را هم دوست داريد؟ و ايشان جواب داد: آيا در تركيه كسي حق دارد كه آتاتورك را دوست نداشته باشم؟ اگر بلايي سرم نياورند من مي‌گويم كه دوستش ندارم.

اين مصاحبه «بزيرگان» جنجالي بزرگ را در محافل لاييك تركيه ايجاد كرد و كار به جايي رسيد كه دستگاه قضايي اين كشور قرار پيگرد قانوني وي را صادر نمود.

«بزيرگان» امروز صاحب دو فرزند (يك پسر و يك دختر) است كه هر دو متولد كانادا هستند. او در كانادا پس از طي دوره آموزش زبان انگليسي در رشته علوم سياسي ادامه تحصيل داد.
+ نوشته شده در  جمعه سی و یکم خرداد 1387ساعت 10:35  توسط محمد محسن چیت چیان  | 

ذَلِكَ الَّذِي يُبَشِّرُ اللَّهُ عِبَادَهُ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ قُل لَّا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْرًا إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبَى وَمَن يَقْتَرِفْ حَسَنَةً نَّزِدْ لَهُ فِيهَا حُسْنًا إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ شَكُورٌ   سوره الحشر آيه7

مگر فاطمه سلام الله علیها از قربی نبود؟ مگر چه گفت که با او چنین کردند؟ وقتی به شهادت رسید از چه کسانی آزرده بود؟ کدام راه را به من و شما نشان داد؟

سوگ مادر تشیع گرامی باد!

 

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم خرداد 1387ساعت 23:19  توسط محمد محسن چیت چیان  | 

عن رسول الله صلی الله علیه و اله

كَادَ الْفَقْرُ أَنْ يَكُونَ كُفْرا

 كافي ج : 2 ص : 307

چیزی نمانده است که فقر همان کفر باشد.

ما انسانیم و ابعاد متعالی غیر مادی داریم اما با توجه به فرمایش پیامبر و درک بلا واسطه ی خودمان در می یابیم که بدون سامان اقتصادی بدون کار بدون غذا و سرپناه بدون رفاه حد اقلی در جامعه نباید انتظاری جز فراگیر شدن فساد و بی بندوباری و دزدی و دروغ و بی اخلاقی داشت.

یک نفر حرف ما را گفت و دلمان را خنک کرد. گر چه سینه مالامال درد است...

به تمام دوستان توصیه  می کنم نطق تودیع دانش جعفری را بخوانند.

در حوزه های سیاسی و فرهنگی هم انتقاداتی به دولت وارد است که امید وارم آن ها را هم اهل فنی به همین شسته و رفتگی طرح کند.

+ نوشته شده در  سه شنبه سوم اردیبهشت 1387ساعت 23:43  توسط محمد محسن چیت چیان  | 

بسم الله الرحمن الرحیم
توکلت علی الحی الذی لا یموت و الحمد لله رب العالمین
با تبریک اعیاد ربیع و بهار
 
سنت گرا نيستم!
اينكه حدود دو سال با نام سنت مآب نوشتم عللي داشت كه برخي همچنان پا برجاست و برخي ديگر وجود ندارد. بنا دارم به مناسبت اين تغيير نام در مورد آنها بنويسم.
اسلام ناب تا آنجا كه من سراغ دارم اسلام تفقهي است. اسلامي است كه منابع آن تنها عقل فطري، كتاب و سنت است و به آنچه علوم تجربي مي نامندش آلوده نشده است و از پيروي از اميال عامه‌ي عقلاي زمانه پالوده است.
اسلام ناب به نظر من اسلام مرحوم مهندس بازرگان نيست. اسلام را نبايد محتاج تطابق با علم تجربي بدانيم. علمي كه هر روز رنگ عوض مي كند و در نسبتش با واقعيت خارجي خدشه هاي فراوان وارد است. از ديگر سو به نظر من اسلام ناب اسلام مرحوم معلم، شريعتي هم نيست. نبايد هم و كوشش ما اين باشد كه به زور اسلام را با اميال روشنفكران امروز دنيا تطبيق دهيم و در اين راه اركاني از دين مبين را با شرمندگي مخفي يا انكار كنيم و در بخش هاي ديگري از دين اغراق و افراط در پيش گيريم.
مسلماً زمان و مكان و شرايط زيست و تجربه هاي پيشين فرد و پس زمينه هاي ذهني اش فهم او را از دين متاثر مي سازد. ضمناً در فرايند فهم دين توسط غير معصوم هميشه احتمال خطا وجود دارد. اما هيچ كدام از اينها باعث نمي شود ما در ارائه‌ي تفسيرهاي نوين از دين بي قاعده و طبق ميل خود عمل كنيم. حق نداريم گزاره هايي خارج از منابع ديني (عقل فطري، كتاب و سنت) را به دين نسبت دهيم و بگوييم اين نتيجه‌ي فهم جديد ما از دين است.
شيوه اي را كه دين براي فهم خود معتبر مي داند تفقه مي نامند و من تفاسير فقاهتي از دين را پي مي گيرم نه تفاسير ساينتيستي و سوسياليستي و ليبراليستي را. بنا بر اين به خاطر تعلق خاطر به دين شناسي و دين پژوهي با روش و سنت فقاهتي، نام سنت مآب را بر خود نهادم.
سبب ديگر انتخاب اين نام، آن است كه تجدد را دچار مشكلات اساسي مي بينم. مسئله اين است كه علم و فن قرار بود ابزار خوشبختي بشر باشند و نه هدف غايي زندگي بشر. اگر بدون تفكيك مادي و معنوي يا دنيوي و اخروي، خوشبختي را با ملاك شادي و اميد بسنجيم، آيا مي توان ادعا كرد كه مردم امروز آلمان و فرانسه و آمريكا از مردم هفت صد سال پيش اين مناطق خوشبخت تر هستند؟ درست است كه امروز بجاي اسب و الاغ و قاطر با هواپيما و قطارهاي تندرو مسافرت مي كنند اما آيا در كل شادتر و اميدوارانه تر از مردم هفت صد سال پيش روزگار مي گذرانند؟ به نظر مي رسد ابزار علم و فن جديد و كليت درهم تافته‌ي تجدد چندان در خوشبخت كردن افراد موفق نبوده است بلكه در برخي موارد جنگ هاي جهاني، بي هويتي، بي اخلاقي، بيهودگي، پوچي و نابودي طبيعت را به بار آورده است. همين مسئله عامل ديگري براي گزينش نام سنت مآب بود.
اما انتخاب نام سنت مآب خالي از اشكال هم نبود. آنچه در پس اين نام به ذهن متبادر مي شود قرائت هاي سنت گرايانه ازدين است. قرائت هايي كه در آن بر هويتي بودن دين، بيش از حقيقتي بودنش تاكيد مي شود و من بدين جهت با سنت گرايان ديني هم نوانيستم.اگر به شيوه‌ي فقاهتي به دريافت نويني از دين دست يافتيم كه به نظرمان درست تر از تفاسير علماي پيشين بود، من خود را مكلف به پيروي آن فهم جديد مي دانم و اصلاً هم داستاني با كفاري را روا نمي دانم كه وقتي در آوردن برهان نزد پيامبر شكست مي خوردند، مي گفتند انا وجدنا آبائنا علي هذا ما پدرانمان را بر اين باور يفته ايم و همان را ادامه خواهيم داد.
همچنين نام سنت مآب ممكن است اين تلقي را ايجاد كند كه بنده با هر نوع بهره گيري از علم و فن جديد مخالفم در صورتي كه به گمان بنده ما من باب اكل ميته هم كه شده ناگزيريم از مظاهر تجدد استفاده كنيم وگرنه سرنوشتي بهتر از افغان ها نخواهيم داشت. به گمان من بايد خوش خيالي را در مورد تجدد كنار بگذاريم و ضمن بهره گيري اجباري از آن به فكر ايجاد جايگزيني مناسب باشيم.
از جهت ادبياتي هم سنت مآب دچار مشكلي است كه بنده از ابتدا هم متوجه آن بودم ولي هيچ يك از دوستان (از روي بزرگي) در اين مورد بر من خرده نگرفتند.
مخلص كلام اينكه، سنت گرا نيستم، مسلمان ايرانيم و پيشوايم بزرگ مردي است :
سلمان
+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم فروردین 1387ساعت 23:9  توسط محمد محسن چیت چیان  |